ما آدما   

پريروز سر راهم که پياده داشتم ميرفتم خونه؛ چشمم به يه کيف افتاد و چون خوشم اومد بدون معطلی با یه کم چونه خريدمش...

دويست قدم جلوتر؛ به يه مغازه رسيدم که دقيقا همون کيفُ نصف قيمتی که من خريده بودم؛ ميفروخت... با دقت دوتا کيفُ با هم مقايسه کردم و ديدم دقيقا يه جنس و يه مدله..

وقتی رسيدم خونه؛ همه گفتن چه کيف قشنگی!!! من هم از اينکه چه کلاهی سرم رفته حرفی نزدم...

فرداش کيفُ (طبق معمول) بردم پس دادم و عصر؛ وقتی برگشتم خونه جريانُ تعريف کردم و همه تاييد کردند که: کار خوبی کردی که پس دادی؛ تازه اصلا هم قشنگ نبود!!!

راستش ياد اون دوستم افتادم که وقتی ميخواست دماغشُ عمل کنه؛ همه می گفتند: تو که دماغت ايرادی نداره .... چرا ميخوای عمل کنی؟؟

بعد از عمل؛ همون آدما بهش گفتند: وای .... چقدر خوب شد دماغتُ عمل کردی...چی بود اون دماغ!!!!

لینک