دعا   

امو فيلیپس وقتی بچه بود؛ هر شب دعا می کرد که خدا يک دوچرخه بهش بده.

کمی که گذشت فهميد؛ از اين راه نميتونه صاحب دوچرخه بشه. يدونه دزديد وهر شب دعا می کرد که خدا ببخشدش.

فکر ميکنم اينجوری برای هر دو اونها راحتتر بوده!

 

لینک