کاش جايی هم بود

که وقتی خودت رو گم ميکردی

می‌رفتی و المثنی می‌گرفتی!

/ 4 نظر / 5 بازدید
آرش

یه چیزی رو دقت کردی؟ تو این ثبت احوال لعنتی، تنها چیزی رو که ثبت نمی کنند، احوالات آدم اه؟

آرش

من فکر کنم اگه روزی خودم رو گم کنم، خودم می ره و خودش رو پیدا می کنه، ولی من می مونم سر جام. کامفورتبلی نامب... مثل الان. خودم کجاست؟ یا پشت یه دیوار نشسته و داره سیگارش رو می کشه، یا دست یکی رو گرفته و داره می رقصه. امیدوارم اون یکی، خودِ گم شده یه او نباشه، که اگه باشه، هر دومون، من و اون، نامب، سرجامون می شینیم و نِور اِور.

Maryam

اتفاقا بهتر که ثبت نمی‌کنند، من خودم شخصا از به ياد آوردن احوالاتم در بعضی موارد واقعا شاخ درميارم و البته شاکی ميشم که چقدر احمق بودم.

Maryam

ميدونی! جريان از اين قراره که <خودی> وجود نداره! اگه برگردی عقب ميببينی که تو هر مقطع يه آدم ديگه بوده يه <خود> ديگه! اصلا گم کردنش هم معنی نداره فقط عادت کردن به يکی از همين <خود> های مقطعيه. پس حرفت کاملا درسته...خودش خودش رو پيدا ميکنه.